پیوندها   |  rss   |  درباره ما  
  صفحه اول     حمل و نقل زمینی     حمل و نقل دریایی     حمل و نقل ریلی     حمل و نقل هوایی     اقتصادی  
شنبه، 18 مرداد 1399 - 06:58   
 
 
   آخرین اخبار  
  تقلیل سرعت؛ دشمن بهره‌وری در راه‌آهن/ ۹درصد شبکه ریلی دارای محدوده تقلیل سرعت/ بهره‌وری در راه آهن تبدیل به یک فرهنگ شده است
  بهره‌وری پایین یکی از مشکلات اصلی واگن‌های مسافری
  حکومت محلی استانبول چگونه شکل می‌گیرد؟
  مقایسه ای آموزنده از اختیارات شهرداریها در ایران با سایر کشورها
  درآمد 100 ساله فروش نفت ایران چقدر بوده؟
  علل ناکارآمدی شوراها
  ضرورت اصلاح مسیر فعلی فعالیت‌های شورای شهر
  ارتقای بهره‌وری و افزایش حمل بار در شبکه از اولویت‌های راه‌آهن است
  پهپادی ترکیه توازن نظامی در خاورمیانه را به نفع آنکارا تغییر داد
  قوی‌ترین و فوق پیشرفته‌ترین پهپاد‌های نظامی دنیا+عکس
  تخصیص یک درصد درآمد فروش نفت به توسعه ریلی/ راه‌آهن در موقعیت بهره‌وری و درآمد
  مردم صاحبان واقعی کشور هستند
  جزئیات فرایند اعمال شاخص‌های کلیدی بهره‌وری در راه‌آهن
  قیمت جدید محصولات سایپا برای سه ماهه دوم 99 اعلام شد + لیست قیمت
  واردات کامیون‌های دست دوم خارجی از چه کشورهایی مجاز است؟
  | مرز ایران و پاکستان در ۴ نقطه از فردا بازگشایی می‌شود
  روند پرداخت وام به رانندگان به کندی پیش می رود
  موافقت نخست وزیر عراق با بازگشایی محدود مرز سومار و شلمچه
  سنگاپور تا 2040 بزرگترین ترمینال دریایی خود را می‌سازد
  رونمایی از اتوبوس های برقی درون شهری برای روزهای کرونایی
 
   معرفی پایگاه های اطلاع رسانی  
- اندازه متن: + -  کد خبر: 32020صفحه نخست » مطلب ویژهشنبه، 28 اردیبهشت 1392 - 06:24
خاطرات «مرصاد»
روایت هاشمی رفسنجانی از عملیات مرصاد
روایت هاشمی رفسنجانی از عملیات مرصاداحمد آقا تلفنی صحبت کرد و گفت امام از مجموع حوادث قطعنامه و بعد از آن خیلی خوشحالند و می‌گویند هدایتی الهی در کار است که کارها این گونه خوب پیش می‌رود.کتر روحانی آمد و راجع به طرح ادغام نیروهای زمینی ارتش و سپاه مذاکره کردیم، وحدت نظر داشتیم.آقای رفیق دوست آمد. نگران آینده وزارت سپاه است و از اعمال قدرت ستاد کل در برابر سیاست‌های وزارت سپاه ناراضی است
  

 خبرگزاری فارس: تصمیم گرفتم به جبهه بروم. چمدان را بستم. ترتیب امور را در روزهای غیبت از تهران دادم. به ستاد کل توصیه‌های لازم شد.

خبرگزاری فارس: روایت هاشمی رفسنجانی از عملیات مرصاد

به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، آیت الله هاشمی رفسنجانی از جمله کسانی است که از نزدیک با مسائل و مشکلات هشت سال جنگ تحمیلی آشنا بوده و خود دایره المعارفی است از اسرار و ناگفته ها در مورد دفاع مقدس. وی در چند سال اخیر سعی کرده تا خاطراتش را در برهه های مختلف زندگی‌ای که داشته برای عموم منتشر کند. آنچه از نظر خواهید گذراند نوشته های آیت‌الله هاشمی است که از روزهای عملیات مرصاد می نویسد:

 

*شنبه 1 مرداد / 8 ذیحجه 1408

خبرها در جبهه غرب و جنوب، حاکی از تداوم پیشرفت عراق در خاک ایران بود. تصمیم گرفتم به جبهه بروم. چمدان را بستم. ترتیب امور را در روزهای غیبت از تهران دادم. به ستاد کل توصیه‌های لازم شد.

دکتر روحانی آمد، درباره جنگ و برنامه‌ها مذاکره کردیم. قرار شد او با من نیاید و در ستاد شرکت کند و نهادهای حوزه فرماندهی را تشکیل دهد و برای اعزام نیرو و تقویت جبهه کمک کند. در ستاد کل از من خواستند که برای ضرورت حضور در مرکز در شرایط جاری به جبهه نروم؛ کمی تردید کردم ولی دیدم نمی‌شود در تهران ماند و شاهد پیشروی دشمن بود.

بعد از نماز و ناهار با اتومبیل حرکت کردیم. مهدی هم به قصد شرکت در جنگ با من آمد و یاسر هم داشت برای رفتن به جبهه آماده می‌شد. محسن هم با جدیت تولید انبوه موشک 130 کیلومتری را دنبال می‌کند؛ مثل اینکه وضع جدید و پیام امام، جوش و خروش بی‌سابقه‌ای در جبهه رفته‌ها به وجود آورده است. از ستاد خبر دادند که تصمیم به فراخوانی یک دوره احتیاط و زیاد کردن دوره ضرورت سربازی و اضافه کردن حقوق بسیجی‌ها گرفته‌اند. جو کشور جنگی شده و وضعیت برنامه رادیو را فوق‌العاده کرده‌اند.

ساعت یک بعد از ظهر حرکت کردیم. بین راه قم و تهران، ماشین و لباس را عوض کردم. نماز مغرب و عشاء را در قهوه‌خانه‌ای بین اندیمشک و پل دختر خواندیم و نزدیک ساعت دوازده شب به پایگاه هوایی دزفول رسیدیم. خبر عقب رانده شدن دشمن از نزدیک خرمشهر و جاده اهواز با تلفات سنگین را از رادیو شنیدیم.

از پایگاه با آقای محسن رضایی تلفنی صحبت کردم. گفت دشمن را تا مرز تعقیب کرده‌ایم و خیلی خوشحال بود. شام، نان، پنیر و انگور خوردیم و خوابیدیم. در مجموع روز سختی گذشت و خلبان [حبیب] بقائی فرمانده پایگاه که در ماموریت بمباران دشمن شرکت داشته، از اینکه نیروهای زمینی خیلی کم توان و بی‌حالند، سخت ناراحت بود.

آن روزی که در آستانه تصمیم عقب‌نشینی از حلبچه بودیم، با اینکه مشورت‌ها و رای‌ها مثبت بود، استخاره کردم. آیه «و جاورنا ببنی اسرائیل البحر فاتبعهم فرعون و جنوده بعیا و عدوا حتی اذا ادرکه الغرق قال آمنت انه لا اله الا الذی آمنت به بنو اسرائیل و انا من المسلمین» آمد. بعد آیت‌الله منتظری هم گفتند که برای پیشنهاد پذیرش آتش‌بس استخاره کرده‌اند، همین آیه یا آیه دیگری در همین مطلب آمده. حدس زدم که پس از عقب‌نشینی ما، صدام به تجاوز و جنگ ادامه می‌دهد و عاقبت خوبی برایش ندارد و امروز نشانه‌های آن را در جو سیاسی جهانی می‌بینیم و با حضور گسترده نیروهای داوطلب، دورنمای وضع نظامی هم خوب است و شکست امروز آنها در شلمچه می‌تواند شروع خوبی باشد.

*یکشنبه 2 مرداد / 9 ذیحجه 1408 _ 24 جولای 1988

برای نماز صبح بیدار شدیم. آقای [حسن] روحانی و آقای مهندس موسوی [نخست وزیر] از تهران تلفن کردند و درباره فرماندهی نیروی زمینی ارتش و وضع ناگوار نیروها و ضعف فرماندهان در کنترل نیروها و ... گفتند.

ساعت شش صبح به سوی اهواز حرکت کردیم. نزدیک ساعت هشت به گلف وارد شدیم. با آقای [رحیم] صفوی در قرارگاه مقدم صحبت کردم. گفت دشمن امروز تحرکی نشان نمی‌دهد و لابد منتظر رسیدن نیرو از غرب است. اخیرا نیروهایش را به غرب فرستاده. آقای محسن رضایی آمد. وضع نبرد دو روز گذشته و برنامه آینده را گفت. از سرعت جذب نیروهای مردمی راضی است.

سرتیپ جمالی جانشین فرماندهی نیروی زمینی ارتش و سرهنگ ترابی [فرمانده حفاظت اطلاعات ارتش] آمدند. وضع نیروهای ارتش در جنوب و غرب را گفتند؛ اسف‌بار است و دشمن در آنجاها به هر جا می‌خواهد می‌تواند برود. مدعی‌اند سرگرم جمع‌آوری و تجدید سازمان و به کارگیری نیروها هستند.

آقایان بهزاد نبوی و [مسعود روغنی] زنجانی از اعضای ستاد [کل نیروهای مسلح] آمدند. آنها را خواسته بودم که با فرماندهان در منطقه برای اطلاع از وضع و نیازها و آشنایی بیشتر با منطقه جنگی مذاکره کنند و بعد از مقداری مذاکره و توضیح، آنها را به قرارگاه بعثت فرستادم.

آقای [صادق] خلخالی [نماینده قم] آمد. طالب واگذاری مسئولیت دادگاه زمان جنگ برای تنبیه متخلفین بود. گفتم همراه [آیت‌الله موسوی جزایری] امام جمعه اهواز، سری به یگان و قرارگاه‌ها بزنند و گزارشی بیاورند.

از جبهه غرب خبر می‌رسد که دشمن وارد شهر گیلان غرب شده و نیروهای رزمی ما به سرعت جمع می‌شوند و مشغول سازماندهی آنها هستند. گفتم در غرب، به دشمن هک در جاده‌ها و دشت پخش شده حمله کنند.

عصر آقایان عبدالله نوری [نماینده امام خمینی در جهاد سازندگی] و ابراهیمی آمدند.

پیشنهاد داشتند که عملیات انهدامی انجام شود؛ گفتم در دستور است. آقای [محسن] میردامادی استاندار خوزستان آمد. پیشنهاد تشکیل سازمان جنگ‌های نامنظم داشت که با جلب موافقت فرماندهان سپاه، قرار شد تحت امر سپاه و با حکم فرمانده سپاه تشکیل شود. برای تنظیم و تدارک نیروهای متفرقه‌ای که این روزها به خوزستان می‌آیند، برنامه هماهنگی بین شورای پشتیبانی جنگ خوزستان و سپاه مشخص شد.روایت هاشمی رفسنجانی از عملیات مرصاد

حکمی برای آقای [صادق] خلخالی نوشتم که به امور نظامیان متخلف جبهه رسیدگی کند و پیشنهاد تنبیه و تشویق بنماید. او مایل است خودش اختیار تنبیه داشته باشد. اوایل شب آیت‌الله خامنه‌ای با لباس سپاهی به گلف آمدند. سرتیپ [محمد] سلیمی هم همراه ایشان است. خیال دارند چند روزی در منطقه بمانند و به منظور بالا بردن روحیه‌ها، برای یگان‌ها صحبت کنند. امروز در پیامی به ائمه جمعه اعلان کرده‌اند که به جبهه‌ها می روند و از آنها خواسته‌اند که به آنها بپیوندند و هم‌اکنون حرکت علما به سوی جبهه‌ها شروع شده.

موجی است که به آرامی می‌گیرد ولی تاثیر روانی خوبی دارد. هوای خوزستان هم خیلی گرم است.

آخر شب آقای محسن رضایی اطلاع داد که دشمن از پادگان اباذر بیرون رفته و از گیلان غرب هم رفته ولی آقای حسنی سعدی قبول ندارد. آقای رضایی پیشنهادهایی درباره اختیارات فرمانده سپاه داد.

آقای [محمد] فروزنده آمد. طراحی برای روانه کردن آب کارون به منطقه خرمشهر و اهواز در صورت ورود دشمن داشت که به نظر می‌‌رسید عملی است؛ گفتم مقدمات کار را مهیا کنند و در ستاد کل مطرح نماید.

*دوشنبه 3 مرداد / 10 ذیحجه 1408

با آقای خامنه‌ای ساعت چهار و نیم صبح بیدار شدیم. نماز خواندیم و آخرین صحبت‌ها را با هم کردیم. ایشان ماندند و من با محافظان با اتومبیل به سوی باختران [کرمانشاه] حرکت کردم. قبلا قرار بود که به قلاجه در قرارگاه جدید نیروی زمینی برویم، که آنها برنامه را تغییر دادند. در شمال اندیمشک کنار رودی صبحانه خوردیم. ساعت دوازده به مقر قرارگاه رمضان در باختران وارد شدیم.

از جبهه‌ها خبر گرفتم. آقای محسن رضایی گفت، دیشب در منطقه زید ضربه سنگینی به عراقی‌ها که داخل خاک ما بوده‌اند، وارد کرده‌ایم. سه تیپ منهدم شده و دشمن امروز تحرکی ندارد. آقای حسنی سعدی اطلاع داد که دشمن در منطقه صالح‌آباد سرنی در ایلام تلاش زیادی کرده و کمی پیشرفت داشته و ضربه هم خورده و از پادگان اباذر رفته، ولی در گیلان غرب هست؛ اما منابع سپاه می‌گویند نیست، و در منطقه سومار هم مشغول عقب‌نشینی است.

محسن [هاشمی] اطلاع داد که موشک سجیل با برد یکصد و سی کیلومتر با موفقیت آزمایش شده است. عراق اعلام کرده که فردا از مواضع تصرفی داخل خاک ایران بیرون می‌رود. البته در همه محورها مورد هجوم نیروهای تازه نفس ما قرار دارد و آسیب‌پذیر است.

آقایان دانش‌راد و مقدم از قرارگاه نجف آمدند و درباره تهاجم اخیر عراق به جبهه مرکزی و فرار و عقب‌نشینی‌های مفتضح ارتش و بعضی از واحد‌های سپاه توضیحات دادند؛ خیلی تاسف‌آبار است، تا جایی که مردم عشایر منطقه در جاده‌ها جلوی آنها را گرفته و متعرض آنها شده‌اند. دستور سازمان دهی سریع و هدایت نیروهای جدیدی هم که می‌رسند، دادم. فرماندهان اصلی سپاه در جنوب‌اند.

ناگهان خبر رسید که عراق از تنگه پاتاق گذشته و به طرف کرند پیش می‌رود و سپس اعلان شد که نیروهای منافقین‌اند. اندکی بعد خبر رسید که نزدیک اسلام‌آباد رسیده‌اند و درگیرند. شب آقای دانش راد خبر داد که عوامل نفوذی منافقین در اسلام‌آباد جنگ روانی راه انداخته و مردم و نیروها را مضطرب کرده‌اند. خبرها ضد و نقیض است. بعضی می‌گویند با تانک و نفربر به اسلام‌آباد رسیده‌اند و برخی می‌گویند عوامل نفوذی آنها هستند.

آقای حسنی سعدی آمد. گزارش شکست اخیر در جبهه مرکز شمال را داد. مدعی است نیروها خوب مقاومت کرده، ولی دشمن با 9 لشکر مجهز حمله کرده و نبرد نابرابر بوده و از اینکه مورد اهانت از طرف مردم و ائمه جمعه قرار گرفته‌اند، ناراحت است.

آخر شب هنگام خوابیدن، از اطلاعات قرارگاه نجف‌ آمدند و پیشنهاد کردند که محل اقامتم را به خاطر احتمال اقدامات ضدانقلاب در رابطه با نفوذ منافقین در منطقه تغییر دهم؛ قبول نکردم. آقای [محمد‌ جواد] لاریجانی [معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه]، تلفنی درباره سیاست مذاکره آقای ولایتی در سازمان ملل مشورت کرد که دست او را در محدوده سیاست‌های مشخص شده باز گذاریم.

*سه‌شنبه 4 مرداد / 11 ذیحجه 1408 _ 26 جولای 1988

ساعت یک و نیم بامداد، آقای سنجقی تلفنی بیدارم کرد و گفت منافقین در جاده اسلام‌آباد_ باختران حضور جدی دارند و خواست محل اقامت را تغییر دهم. دستور دادم نیروها برای تار و مار کردن آنها اقدام جدی کنند. دیشب با آقای محسن رضایی قرار گذاشته بودیم که امروز صبح در جاده‌ها پشت سر آنها، نیرو هلی‌برن کنیم که محاصره شوند.

ساعت سه بامداد، [آقای صادق محصولی] فرمانده لشکر 6 پاسداران که نیروهایش در مقابل منافقین قرار گرفته‌اند، با نگرانی آمد و گفت چون منافقین با مردم در جاده مخلوط شده، امکان برخورد قاطع نیست و نیروهای اعزامی سر در گم و دلسرد می‌شوند. از من خواست که محل اقامتم را عوض کنم. با تلخی او را جواب کردم و گفتم بروند جدی‌تر برخورد کنند.

ساعت چهار صبح، نخست‌وزیر و بهزاد نبوی از تهران تلفن کردند و درباره قبول درخواست‌های متفرقه تدارکات وضع باختران اظهار نگرانی کردند، و جواب گرفتند.

بعد از نماز، فرماندهان محلی که دیشب به منطقه درگیری رفته بودند، آمدند و مشاهدات خود را گفتند. تعداد قابل توجهی نفربر با تانک و کامیون حامل نیروهای منافقین در پشت گردنه حسن‌آباد در جاده اسلام‌آباد به باختران حضور دارند و در مقابل آنها از این طرف، نیروهای ما پیشرفت آنها را سد کرده‌اند و خواستار هماهنگی بیشتر برای بستن جاده‌های پشت سر آنها بودند.

آقای شمخانی از تهران آمده و برای هماهنگی نیروها در باختران مستقر شده است. تلفنی از تاخیر پرواز هلی‌کوپتر‌های شناسایی هم گله داشت و اجازه برخورد خواست. اجازه دادم و اجازه خواست که به آقای [احمد] وحیدی حکم اداره امور نظامی و انتظامی شهر [کرمانشاه] را بدهد، پذیرفتم. گفت از تهران و از یگان‌های خرم‌آباد و اراک هم نیرو خواسته‌اند.

آقای سنجقی از مرکز هدایت عملیات اطلاع داد که اطلاعات رسیده می‌گوید حدود یک هزار و پانصد نفر منافق با حدود شصت تانک و نفربر و خودرو در گردنه حسن‌آباد اسلام آباد حضور دارند و نیرویی هم در جاده بین کرند و یاتاق و جاهای دیگر برای تامین گذاشته‌اند و گروهک‌های دیگر ضدانقلاب هم با آنها همکاری می‌کنند و گفت اولین تیم آتش هلی‌کوپتر‌ها روی آنها اجرای آتش کرده‌اند و هلی‌کوپتر‌های شناسایی هم رفته‌اند و هنوز اخبار تکمیلی نرسیده است.

به محل نیروی زمینی سپاه رفتم، آنجا که آقای شمخانی عملیات علیه منافقین را هدایت می‌کند. معلوم شد همکاری هوانیروز در حد مطلوب نیست. فورا از آنجا به پایگاه هوانیروز رفتم و تاکیدات لازم را نمودم. خودشان را جمع کردند. مقداری با فرمانده پایگاه سرهنگ انصاری و مسئول عقیدتی سیاسی مذاکره کردیم. یکی از خلبانان که برای زدن آنها رفته بود، می‌گفت منافقین با مسافران و مردم مخلوط شده‌اند و هدف‌گیری آنها مشکل است.

برای مصاحبه به قرارگاه برگشتیم. مصاحبه رادیو تلویزیونی با صدا و سیمای باختران درباره اوضاع جبهه انجام دادم. بعدا اطلاع دادند فیلم کیفیت خوبی ندارد و خواستار تجدید مصاحبه شدند. از تهران، احمد آقا و نخست‌وزیر با نگرانی از اوضاع اسلام‌آباد و احتمال اشغال باختران می‌پرسند که نگرانی را بی‌مورد می‌دانم.

آقای سنجقی اطلاع داد که [حمزه] حمیدی نیا [فرمانده سپاه هشتم ثامن الائمه (عج) از جاده ایلام وارد شهر اسلام‌آباد شده و دو سوم شهر را پاکسازی کرده و عملا منافقین در جاده باختران محاصره شده‌اند. مردم باختران با وسعت شهر را ترک می‌کنند، چون منافقین اعلام کرده‌اند به زودی به شهر می‌رسند.

سرتیپ جمالی اطلاع داد که به استقبال هیئت شورای امنیت رفته که برای مقدمات آتش‌بس آمده‌اند و درباره استقرار 250 ناظر آتش بس مذاکره می‌کنند.

دو سه بار اطراف شهر بمباران شد و می‌گویند گلوله‌های توپ هم به شهر اصابت می‌کند؛ لابد از محل استقرار منافقین است.

ساعت پنج و نیم بعد از ظهر، آقای سنجقی اطلاع داد که کل اسلام آباد پاکسازی شده و نیروهای تیپ نبی اکرم (ص) از پشت سر منافقین به سوی گردنه حسن‌آباد پیش می‌روند و منافقین دارند در جنگل‌ها و ارتفاعات مجاور متواری می‌شوند.

[آقای علی نکویی] استاندار باختران آمد. از رفع شدن خطر خیلی خوشحال است. پنج میلیون تومان برای مخارج ناشی از جنگ، از اعتبار فرماندهی به ایشان دادم. مصاحبه با صدا و سیما را تجدید کردم. آقای سنجقی آمد. تقریبا از پیروزی امروز بر منافقین مطمئن است و اکنون درباره تعداد افراد مهاجم و امکانات و خودروهای آنها اغراق می‌شود. مدعی‌اند که حدود یک هزار خودرو و حدود 4 هزار نفر نیرو آورده بودند. اگر درست باشد ضربه به آنها کمرشکن است.

نخست‌وزیر اطلاع داد که تاسیسات مخابراتی بالای سوادکوه در شرق کرند در معرض خطر قرار گرفته نزدیک مغرب است و کار زیادی برای امشب نمی شود انجام داد. به نیروی هوایی و هوانیروز گفتم که فکری کنند.

شب به مرکز نیروی زمینی سپاه رفتیم. جمع‌بندی وضع امروز انجام شد خوب است تقریبا در همه جا عراق ضربه خرده است. آخر شب خبر دادند منافقین دوباره وارد شهر اسلام آباد شده‌اند و نیروهای ما عقب نشسته‌اند. عملیات در شلمچه را هم شروع کرده‌ایم برای خواب به قرارگاه برگشتیم.

 

 

پاسداشت بیست و چهارمین سالگشت عملیات مرصاد در خبرگزاری فارس(17)

 

خبرگزاری فارس: اخیرا امام حکم محکمی به آقای رازینی برای تشکیل دادگاه و محاکمه مقصران در جنگ داده‌اند ولی در اجرا اشکالاتی خواهد داشت.

خبرگزاری فارس: حکم امام برای مقصران جنگ

به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، آیت الله هاشمی رفسنجانی عملیات مرصاد را که چند روز بعد از قبول قطع نامه در مرداد 1367 آغاز شد در خاطرات خود اینگونه روایت می کند:

*چهارشنبه 5 مرداد 12 ذیحجه 1408 27 جولای 1988

 

آقای سنجقی با تلفن بیدارم کرد و گفت: نیروهای ما در سه راهی شرق اسلام آباد هستند و در طرف باختران به جای دیروز برگشته‌اند و شب مقداری جلو رفته بودند. معلوم می‌شود منافقین نیروی تازه وارد کرده‌اند. نیروی زیادی برای این اقدام خود به داخل ایران آورده‌اند و اسرای آنها گفته‌اند که بنا داشته‌اند از محور سنندج هم بیایند و از دو محور به طرف تهران حرکت کنند خیلی تصمیم احمقانه‌ای است. لابد متکی به تحلیل‌های جاهلانه و اطلاعات ناقص چنین اشتباهی کرده‌اند و فرصت خوبی به وجود آمده که در اینجا آنها را منهدم کنیم و شرشان را کم کنیم. به نیروی هوایی و هوانیروز گفته شد که امروز در انهدام آنها توان کامل را به کار گیرند.

 

در اخبار رادیو آمریکا و انگلیس در مورد اظهار من در خصوص شرط آزاد سازی اموال ما در آمریکا به عنوان دلیل حسن نیست آمریکا قبل از مذاکره یا کمک ما به آزادی گروگان‌های آمریکا، حساسیت زیادی نشان داده شد و به نظر می‌رسد جریان صلح و ختم جنگ در سازمان ملل به مرحله جدی رسیده است، موضع جهانی نسبت به ما خوب است.

آقای شمخانی اطلاع داد یکی از منافقین با حالت استیصال با ماشین معمولی خودش را به خاکریز زده که هلاک شده و نقشه‌ای از ماشین او به دست آمده که نشان می‌دهد برنامه منافقین این بوده که در چهار مرحله به باختران، ‌همدان، ‌تاکستان و تهران بروند که نشان احمقی و غرور آنها است. مهدی خودمان رفت و از خط بازدید کرد و آمد و گفت آن نقشه و کالک را در آنجا دیده است.

آقای (حمید) تقوی معاون حفاظت اطلاعات نیروی زمینی سپاه آمد و اسناد مربوط به شناسایی کامل نظامی عملیاتی از باختران تا قزوین و کالک مربوطه را آورد این اسناد نشان می‌دهند، آنها خود را برای عبور نظامی از این مسیر آماده می‌کرده‌اند. اما دلیلی نیست که در همین زمان و در ادامه همین عملیات باشد، مگر اینکه در دست عمل کنندگان بوده است. به نظرم می‌رسد مسئولان نظامی این محور قضیه را بیش از آنچه هست، بزرگ می‌کنند و به احتمالات بهای زیادی می‌دهند، شاید هم از لحاظ نظامی حق با آنها باشد.

 

آقای (منصور) ستاری (فرمانده نیروی هوایی) می‌گوید خلبانان در منطقه ماموریت، نیروی زیادی از دشمن نمی‌بینند از امروز خلوت‌تر است، یا رفته‌اند و یا نابود شده‌اند و یا استتار کرده‌اند.

 

احمد آقا برای تشویق امام از خلبانان مشورت کرد موافقت کردم. آقای سنجقی و مهدی را برای آوردن خبرهای صحیح به خط مقدم فرستادم. عصر آقایان فلاحیان و رازینی آمدند. درباره دادگاه زمان جنگ و بازرسی ویژه و امور جاری جنگ مذاکره شد. اخیرا امام حکم محکمی به آقای رازینی برای تشکیل دادگاه و محاکمه مقصران در جنگ داده‌اند ولی در اجرا اشکالاتی خواهد داشت.

 

آقای سنجقی و مهدی برگشتند و گفتند نیروها آماده شده‌اند که امشب به مواضع منافقین در جاده باختران- اسلام آباد حمله کنند. به نظر می‌رسد طولانی شدن بیشتر مقاومت آنها در منطقه به صلاح نیست باید فشار آورد.

 

*پنجشنبه 6 مرداد 13 ذیحجه 1408 28 جولای 1988

 

اول وقت آقای سنجقی و آقای نورعلی شوشتری فرمانده قرارگاه نجف اطلاع دادند که از دیشب از چهار محور به منافقین حمله شده، از تنگه چهار زبر و گردنه حسن آباد و سه راهی اسلام آباد و داخل شهر اسلام آباد و در همه محورها به پیش رفته‌ایم و پیشرفت ادامه دارد و آقای نورعلی شوشتری امید دارد که امروز کارشان یکسره خواهد شد و حدس می‌زند حدودا چهار هزار نفر در منطقه هستند. اگر به خوبی پیش برود ضربه غیر قابل جبرانی به آنها وارد خواهد شد.

 

نخست‌وزیر تلفنی از تداخل کار آقای احمد وحیدی فرماندار نظامی کرمانشاه با استانداری گفت و چاره جویی کرد.

آقای سیروس ناصری سفیر ایران در مقر اروپایی سازمان ملل در ژنو از تهران تلفنی گفت اصرار عراق بر مذاکره مستقیم را در شورای امنیت به این گونه حل کرده‌اند که این گونه موارد را به حکمیت آقای خاویر پرز دکوئیار دبیر کل سازمان ملل واگذار کرده‌ایم.

 هاشمی در جبهه

پس از اطمینان از شکست حمله مشترک منافقین و عراق و تثبیت وضع، ساعت هفت به سوی همدان حرکت کردیم. ساعت ده و نیم به پایگاه نوژه رسیدیم. با فرماندهان پایگاه و خلبان‌ها گفت‌وگو کردم. از عملیات علیه منافقین خیلی راضی بودند. با شوق برای زدن و بمباران آنها می‌روند کینه عجیبی نسبت به آنها پیدا کرده‌اند.

 

از باختران خبر گرفتیم. معلوم شد درگیری در جاده اسلام آباد- باختران نزدیک به پایان است و منافقین حسابی قلع و قمع می‌شوند. از خلبان‌ها تشکر کردم. در روز گذشته عراق پایگاه را بمباران و رادار را منهدم کرده است. گفتند بمب‌های خوشه‌ای به کار می‌برده که در فضا منفجر می‌شود و حدود ششصد بمب کوچک را به زمین می ریزد که با فیوزهای زمان بندی شده تا شش ساعت بعد منفجر می‌شوند. تلاش‌های جالبی برای خنثی کردن آنها کرده‌اند. یک نمونه از بمب کوچک منفجر شده با تیر را به مهدی دادند. چتر هم دارد.

 

از خلبان‌ها و افسران حاضر در آنجا نظراتشان را درباره آتش بس پرسیدم. جواب جالبی دادند و گفتند ما جان بر کف در خدمت نظام و امام و کشوریم هر چه که صلاح بدانند اطاعت می‌کنیم. با هواپیما به تهران آمدیم و نزدیک ظهر رسیدیم. مراجعات زیادی درباره مسائل جاری و مخصوصا مربوط به آتش بس داشتیم.

 

از جبهه خبر دادند که کار جاده تمام شده و نیروها به طرف شهر اسلام آباد و جنگل‌های اطراف برای تعقیب منافقین فراری می روند. می‌گویند در شنودشان شنیده می‌شود که به رجوی و صدام دشنام می‌دهند که آنها را به قتلگاه فرستاده‌اند. عصر سرتیپ جمالی آمد و نتیجه مذاکره با هیئت فنی سازمان ملل برای مقدمات آتش بس را آورد توافق‌ها را خواند. چند تذکر اصلاحی دادم. می‌خواست که در تبلیغات عملیات مرصاد از نیروی زمینی ارتش هم بگویند گفتم در حدی که شرکت داشته‌اند گفته شود. هوانیروز و نیروی هوایی مستقل عمل کرده‌اند.

 

وزیر نفت آمد. درباره خریدهای دفاعی مشورت کرد و بر حل مسائل با غرب برای استفاده از آنها در اجرای قطعنامه و کمیته تعیین متجاوز تاکید داشت. آقایان محمد جواد لاریجانی و سیروس ناصری برای مشورت در امور مذاکرات و شورای امنیت و اجرای بندهای قطعنامه و کیفیت برخورد با آمریکا و انگلیس و روسیه آمدند. وزارت خارجه کمیته‌ای در وزارتخانه برای هدایت کار تنظیم کرده که امور را هدایت کنند.

شب از منطقه خبر دادند که اسلام آباد را پاکسازی کرده‌اند و به سوی کرند پیش می‌روند و تلفات منافقین سر به چهار هزارنفر می‌زند و بیش از یک هزار خودرو به همراه داشتند.

 

با آیت‌الله خامنه‌ای که در خوزستانند و آقای نخست‌وزیر درباره امور جنگ مذاکره کردم. آقای محمد علی نظران دبیر شورای عالی دفاع و مسئول کمیسیون اسرا گزارشی از مذاکره هیئت صلیب سرخ داد که برای مقدمات تبادل اسرا آمده‌اند.

 

*جمعه 7 مرداد 14 ذیحجه 1408 29 جولای 1988

 

آقای ابراهیم سنجقی و آقای علی فلاحیان گزارش وضع منطقه را دادند. نیروهای ما کرند را هم گرفته‌اند. آنها در هفت کیلومتر اطراف کرند راه را بسته‌اند و منافقین در حال فرار را منهدم می‌کنند. تلفات زیادی در آنجا به آنها وارد کرده‌اند به نخست وزیر گفتم که با ستادش به خوزستان سفر کند. به آقای سید محمد خاتمی درباره تلفات مرصاد تذکراتی دادم. آقای فلاحیان گفت یک زن فرانسوی که همسر یکی از منافقین است، مجروح و اسیر شده است. احمد آقا تلفنی صحبت کرد و گفت امام از مجموع حوادث قطعنامه و بعد از آن خیلی خوشحالند و می‌گویند هدایتی الهی در کار است که کارها این گونه خوب پیش می‌رود.

 

برای نماز جمعه به دانشگاه رفتم. مردم از عملیات مرصاد و شکست منافقین خوشحالند. عصر اطلاعات بیشتری از تلفات منافقان دادند و گفتند تا آن طرف مرز تعقیبشان کرده‌اند و افراد متفرقه در روستاها و جنگل‌ها را تحت تعقیب قرار داده‌اند. وزارت خارجه اطلاع داد که شوروی به سفیر ما گفته است که در شورای امنیت سازمان ملل، از موضع ایران در ختم جنگ حمایت می‌کنند. عصر و شب کارهای عقب مانده را انجام دادند.

 

شنبه 8 مرداد 15 ذیحجه 1408 30 جولای 1988

 

تا ساعت 9 صبح کارها را انجام دادم. به مجلس رفتم. گزارش‌ها را خواندم و کارهای چند روز سفر را انجام دادم. آقای مرتضی کتیرایی برای امور مجلس آمد. آقای صیاد شیرازی برای عملیات مرصاد آمد و درباره جمع بندی و نقد کار نظراتی ابراز کرد راضی است.

آقای محسن رفیق دوست برای امور جنگ آمد و طرحی برای ادغام وزارتخانه‌های سپاه، دفاع و صنایع نظامی آورد. آقای فروتن برای مشورت در شغل آینده و پذیرفتن مدیریت بازداشتگاه‌ها آمد.

 

عصر در جلسه ستاد شرکت کردم. آقایان شمخانی و محمد باقری مسئول اطلاعات نیروی زمینی سپاه عملیات مرصاد را توضیح دادند. تدارکات منافقین خیلی وسیع بوده و ضربه وارده بر آنها خیلی عمیق است. یکصد و بیست تانک زرهی دجله، شصت نفربر و ششصد خودرو دیگر، حدود پنج هزار رزمنده و همین تعداد پشتیبانی و تدارکاتچی و طرح رسیدن به تهران، خیلی احمقانه و ساده لوحانه و هفتاد درصد انهدام. درباره انجام عملیات انهدامی علیه دشمن بحث شد. قرار شد اگر آنها اقدامی نکنند. ما هم نکنیم. خبر رسید که عراق از قصر شیرین هم عقب نشسته است.

 

شب جلسه سران قوا داشتیم. درباره جنگ و آتش بس صحبت بود. تصویب شد برای رسیدن به صلح جدی باشیم و نگذاریم موانع کار را خراب کند. درباره سازمان نیروهای مسلح هم صحبت شد. دیر وقت به خانه رسیدم.

 

*یکشنبه 9 مرداد 16 ذیحجه 1408 31 جولای 1988

 

دکتر روحانی آمد و راجع به طرح ادغام نیروهای زمینی ارتش و سپاه مذاکره کردیم، وحدت نظر داشتیم. بنا شد بیشتر بحث شود. آقای محسن رضایی اطلاع داد که دشمن در غرب، تقریبا همه جا به مرزها برگشته است. اجازه عملیات انهدامی خواست که موافقت نکردم. آقای حسین پروین رئیس ستاد لشکر 10 سیدالشهدا (ع) تلفنی گفت نیروهای اعزامی اکثرا پشتیبانی هستند که لشکر نیاز ندارد و نیروی رزمی مورد نیاز است عصر هم در منزل مطالعه می‌کردم.

خبر رسید که عراق در منطقه شیلر برای گرفتن ارتفاعات مرزی، تک کرده که رفع شده است. برای جواب دادن با یک عملیات انهدامی مشورت کردیم که نتیجه عدم اقدام بود.

آقای محمد ری شهری وزیر اطلاعات خواست که سپاه، اطلاعات به دست آمده در سرکوب منافقین در باختران را در اختیار وزارت قرار دهند. مهدی و یاسر مشغول تدارک سفر به جبهه‌اند و اجازه تردد در منطقه برای مهدی خواستند که بتوانند به محورها سر بزند و از نیازهای و اوضاع نیروها مطلع شود و یاسر به عنوان رزمنده به لشکر ملحق شود.

 

شب محسن گروه طراح و سازنده موشک سجیل را آورد. جمع کوچکی در حد دیپلم و بعضی لیسانس هستند و موشک یکصد و سی کیلومتری زمین به زمین با بدنه فایبر گلاس و سوخت جامد ساخته‌اند که از دیگران که گروه علمی با امکانات زیاد دارند. ساده‌تر و ارزان تر است قرار شد تشویق و حمایت شوند. عفت و بچه‌ها به مهمانی رفته بودند و من تنها شام خوردم.

آقای سیروس ناصری از وزارت خارجه اطلاع داد که گویا روز پنجشنبه بنا است آتش بس اعلان شود. عراق هنوز بر مذاکره مستقیم با ایران قبل از هر چیز اصرار دارد.

 

*دوشنبه 10 مرداد 17 ذیحجه 1408 1 آگوست

 

ساعت 9 صبح به مجلس رسیدیم. در گزارش‌ها بیشتر توجه به سازمان ملل و قطعنامه‌ شورای امنیت است. فشار جهانی بر عراق آمده است و برای اولین بار بعد از انقلاب، احساس همدردی جهانی نسبت به موضع ایران دیده می‌شود و زمزمه محکومیت عراق به خاطر استفاده از سلاح شیمیایی به گوش‌ها می‌رسد.

 

هیئت مدیره کنفرانس دفاع و تجاوز آمدند که قرار است هفته آینده در تهران برگزار شود. گزارش کار و فهرست مقالات و توضیح درباره شخصیت‌های شرکت کننده و برنامه‌ها دادند. ستاد تبلیغات جنگ آن را اداره می‌کند.

به آقای محمدجواد لاریجانی گفتم که آقای ولایتی در سازمان ملل در خصوص مذاکره مستقیم سخت‌گیری نکنند. آقای مرتضی کتیرایی برای کمک های مردمی به جنگ آمد. شکایتی از اعضای دفتر به خاطر اختلافات خودشان داشتیم. آقای رفیق دوست آمد. نگران آینده وزارت سپاه است و از اعمال قدرت ستاد کل در برابر سیاست‌های وزارت سپاه ناراضی است. با بهزاد نبوی و بیژن نامدار زنگنه که به کار او مربوط می‌شوند مسئله دارد.

 

هیئت رئیس مجلس جلسه داشت. قرار بوده پنجشنبه جلسه علنی داشته باشیم. تصویب شد فعلا جلسه نباشد چون ممکن است مردم را درباره جبهه سست کند. به اسم رفتن به جبهه مجلس را تعطیل کرده بودند بنا شد شنبه آینده در این باره تصمیم گیری کنیم.

 

شخصی که عصای سیدجمال الدین اسد آبادی را با جام و دعای خیر فرستاده بود آمد. پسر پهلوان علی اکبر خرم دره‌ای است. مدعی است پدرش مرید سید جمال الدین اسدآبادی بوده و او این عصا را به او داده حرف‌هایش خیلی قابل قبول به نظر نرسید. یک سکه بهار آزادی به او دادم و گفتم عصا و جام و دعا را به موزه مجلس بدهد.

 

عصر دکتر عباسعلی زالی وزیر کشاورزی آمد و برنامه آینده کشاورزی را گفت و از عدم توجه دولت به کشاورزی گله داشت. سرهنگ ترابی آمد از انهدام منافقین در عملیات مرصاد گزارش داد از آینده ارتش اظهار نگرانی کرد.

 هاشمی در کسوت رییس قوه مقننه

آقای سید علی اصغر حجازی از وزارت اطلاعات آمد درباره انهدام منافقین گفت و خواست که به سپاه و ارتش دستور دهم که اطلاعات درباره منافقین را به وزارت اطلاعات بدهند که به طور متمرکز مورد استفاده قرار گیرد دستور دادم. درباره سازمان حفاظت اطلاعات نیروهای م سلح هم مذاکره کردیم. شب به خانه آمدم. مهدی و یاسر به جبهه رفته‌اند. عفت به عروسی دختر آقای صدوقی رفته بود. تنها شام خوردم و خوابیدم.

 

پایان

 

پاسداشت بیست و چهارمین سالگشت عملیات مرصاد در خبرگزاری فارس(26)

 

تعداد بازدید: 16504 ،    
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
   پربیننده ترین خبرها  
  تقلیل سرعت؛ دشمن بهره‌وری در راه‌آهن/ ۹درصد شبکه ریلی دارای محدوده تقلیل سرعت/ بهره‌وری در راه آهن تبدیل به یک فرهنگ شده است
ادامه پربیننده ترین خبرها
 
   گزارش های تصویری 1  
  ادامه گزارش های تصویری 1
  1    2 
 
   پایگاه اطلاع رسانی  
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© ترابر نیوز 1389
tarabarnews@ymail.com
طراحی و اجرا: خبرافزار