تلکس ترابر نيوز :پايگاه خبري تحليلي حمل و نقل : اولين ديپلماتي كه با امام خميني ديدار كرد
پنجشنبه، 21 شهریور 1398 - 13:00     کد خبر: 90910

ترابر نيوز:

 

بيانات امام خمينى در جريان ديدار سفير شوروى در نخستين روزهاى پيروزى انقلاب اسلامي، بسيار قاطع و صريح و از موضع قدرت بود.

ملاقات امام با سفير روسيه
 

 

ملاقات ولاديمير وينوگرادف، سفير اتحاد جماهير شوروى در ايران با امام خمينى در روز پنجم اسفند 57، هم براى روسها و هم براى غربي ها حساسيت و اهميت خاصى داشت. در نظر ايرانيان تاكنون رفتار سياسى شوروى با ايران چندان توأم با پيچيدگى نبوده است: روسها، قبل و بعد از انقلاب بلشويكى، چندين بار خاك ايران را اشغال كرده بودند. در جريان جنگ دوم جهانى محمدرضا پهلوى با دخالت مستقيم انگليس و تأييد شوروى و امريكا جاى پدرش، رضاخان، را گرفته بود.

رهبران كرملين در چند مورد عوامل بيگانه‏ پرست را براى تجزيه بخش هايى از خاك ايران و تشكيل به اصطلاح جمهوري هاى مستقل (در آذربايجان و مهاباد) بالصراحه حمايت كرده بودند.

ولاديمير كوزيچكين، افسر سابق كا. گ. ب در ايران مى ‏نويسد: «پس از شروع جنگ دوم جهانى نفوذ آلمان نازى در ايران رو به افزايش گذاشت. بر اثر آن، اتحاد شوروى و بريتانيا، كه در آن زمان متحد يكديگر بودند، در 25 اوت 1941 نيروهاى خود را به ايران گسيل كردند تا جلوى آلماني ها را بگيرند ارتش بريتانيا از جنوب و ارتش سرخ از شمال به ايران حمله كردند. تهران در منطقه نفوذ شوروى واقع شد و نتيجه فرعى ‏اش قوت گرفتن نيروهاى چپ در ايران با حمايت كامل مقامات شوروى بود. پس از خاتمه جنگ دوم، و شكست كوشش هاى شوروى براى تأسيس حكومتى هوادار خود در شمال، شوروى ناچار شد در 1946 نيروهاى خود را از ايران بيرون ببرد. اين عمل را نه تنها فشار متفقين تقويت كرد، بلكه اين واقعيت نيز كه ايالات متحده تنها دارنده سلاح هسته ‏اى و آماده كاربرد آن بود، مزيد بر علت شد. اتحاد شوروى تا سال 1949 هنوز به سلاح اتمى دست نيافته بود. پس از خروج ارتش سرخ، حزب كمونيست توده ايران در هم شكسته شد و بقية‏السيف اعضايش جلاى وطن كردند.» و در جاى ديگر مى ‏نويسد: «پس از آن كه در پايان دهه 1940 مقامات ايران آن را ريشه كن كردند آن عده از اعضايش كه از ايران گريخته بودند مراكز خود را در مسكو و برلين شرقى برپا داشتند. در ايران، عده ‏اى از اعضاى حزب توده، كه اندك بودند، فقط در زندانها يافت مى‏ شدند. آن زمان در خود ايران هيچ گونه فعاليت توده‏اى صورت نمى ‏گرفت و هيچ تهديدى براى رژيم به حساب نمى‏ آمد». (كا. گ. ب در ايران، ص 256 و 269)

پس از آنكه شاه پيوندهاى خويش را با امريكا مستحكم ساخت و به سركوبى عناصر حزب كمونيستى توده پرداخت، روابط رژيم با شوروى تيره ‏تر شد. اما اين تيرگى روابط هيچگاه به حدى نرسيد كه روس ها را به اعمال فشارهاى تعيين كننده و خصومت هاى آشكار و مؤثر وا دارد. دليل آن نيز، ارزيابى دولت شوروى از شرايط جهانى و منطقه بود. افسر كا. گ. ب در ايران ـ ولاديمير كوزيچكين ـ پس از آنكه علت پاسخ منفى كا. گ. ب را به درخواست هاى مكرر سازمان هاى مجاهدين و فدائيان براى برقرارى تماس با سازمان امنيت شوروى توضيح مى‏ دهد مى‏ نويسد: «اينكه رهبران شوروى مشتاق قطع رابطه ديپلماتيك با ايران نبودند البته ناشى از علاقه ‏مندى به شاه نبود. يك چنين واقعه‏ اى ايران را يك راست به دامن امريكا مى‏ انداخت، و شوروى مايل نبود كه بر نفوذ ايالات متحده در ايران افزوده شود... ايران از هر دو قدرت رقيب كمك هاى اقتصادى دريافت مى‏ كرد. هر چند كه شاه بيشتر تسليحات خود را از امريكا مى‏ خريد ولى در اين زمينه سعى مى‏ كرد موازنه را حفظ كند و بعضى جنگ‏ افزارها را از شوروى هم خريدارى كند». (همان مأخذ، ص 266)

بدين ‏ترتيب، ملاحظات سياسى و بيم از درگيرى نظامى با امريكا قبل از دستيابى به سلاح هاى استراتژيك هسته ‏اى در حد رقابت، شوروي ها را وا مى‏ داشت تا پس از كودتاى 28 مرداد، بويژه از سال 41 به بعد، نه تنها در پى سرنگونى شاه برنيايند، بلكه براى ايجاد توازن و بهره ‏گيرى از بازار ايران بخصوص پس از افزايش قيمت نفت، به عنوان حامى اصلاحات شاه در پهنه بين‏ المللى ظاهر شوند. گذشته از اينها، اتحاد جماهير شوروى براساس نگرش ماركسيستى به روند تحولات اقتصادى تاريخى كشورها، اصلاحات امريكا را در ايران كه به نام «انقلاب سفيد» جريان داشت، از لحاظ كمك به گذر از مرحله فئوداليسم به مرحله سرمايه‏ دارى صنعتى، مثبت ارزيابى مى ‏كرد. در نتيجه چنين ارزيابي هايى بود كه قيام 15 خرداد 42 و نهضت روحانيون در سال هاى پس از آن از ديد شوروى به عنوان يك حركت ارتجاعى در مقابل اصلاحات «مثبت» شاه تلقى و محكوم مى‏ شد و به همين دليل نيز شوروي ها حتى در زمان اوجگيرى انقلاب اسلامى در سال 56 و 57 قيام ملت ايران را با بدبينى مى ‏نگريستند. عامل مهم كه مانع نزديكى و حمايت روسها نسبت به انقلاب بود همان اسلامى بودن ماهيت انقلاب و رهبرى روحانيت، نه احزاب سياسى چپگرا، بود. امام خمينى از سالها پيش و بخصوص در دوران اقامت در پاريس بارها تصريح كرده بود كه نظام آتى ايران يك نظام كاملاً اسلامى و غير وابسته و طرفدار سياست «نه شرقى، نه غربى» خواهد بود.

بيانات امام خمينى در جريان ديدار سفير شوروى (در نخستين روزهاى پيروزى) بسيار قاطع و صريح و از موضع قدرت بود. سفير يكى از دو قدرت بزرگ جهان در حالى به ديدار امام آمده بود كه در چند روز گذشته حزب توده و سازمانفدائيان و ديگر كمونيست هاى ايران دست به فعاليت هاى گسترده تبليغاتى و سياسى و فرسايشى زده بودند تا جريان چپ را بعنوان يك جريان نيرومند در صحنه سياست ايران مطرح كنند.

امام خمينى در سخنان كوتاه خود خطاب به وينوگرادوف تصريح كرد كه مردم ايران با دست خالى و با اتكاء به ايمان بر رژيمى پيروز شدند كه مورد حمايت ابرقدرتها بود و: «مصمم هستيم كه تا آخر با كسانى كه بخواهند در كشور ما مداخله ‏اى بكنند مبارزه كنيم. ما براى حيات زير سلطۀ غير، ارزش قائل نيستيم.» (صحيفه امام؛ ج 6، ص 219)

سخنان سنجيده و محكم امام خمينى در اين ديدار، نمايشى از ديپلماسى قوى و قاطع برخاسته از روح دينى و اسلامى بود كه پيش از اين در دنياى دو قطبى، آنهم از سوى يك كشور به اصطلاح غربي ها جهان سومى هيچگاه سابقه نداشته است. سفير اتحاد جماهير شوروى پس از ملاقات با امام گفت: «از آن حضرت خيلى سپاسگزاريم كه چنين افتخارى نصيب شد. همه ما دقيقاً مراقب تحولات ايران بوديم و مى ‏خواستيم تبريك خود را تقديم بداريم. من يك وظيفه بسيار خوبى دارم كه از طرف رهبران كشورمان پيش آن حضرت بيايم» (كيهان 6/12/57، ص 1)

باز هم بايد به اين واقعيت توجه دهيم كه امام خمينى يك مقام روحانى و دينى بود كه بيشتر عمر خود را در حوزه‏ هاى علميه ‏اى سپرى كرده بود ـ كه تا روزگارى حتى روزنامه خواندن را گناه مى ‏شمردند! ـ و هرگز تحصيلات كلاسيك سياسى نداشت و در مسائل ديپلماتيك رسمى تجربه نياموخته بود ملاقات در زمانى صورت مى‏ گرفت كه هنوز 15 روز بيش از پيروزى انقلاب نگذشته و ابرقدرت ديگر (امريكا) زخم خورده از انقلاب در صدد جبران مافات است و در داخل كشور نيز گروه ها و احزاب وابسته به شرق و غرب سربلند كرده و اغتشاشات را دامن مى ‏زنند در چنين شرايطى حضرت امام خطاب به سفير شوروى مى‏ گويد: «امروز مثل روزهاى سابق نيست كه يك نفر بر يك امت سلطه داشته باشد، و اين يك نفر هم دست ‏نشاندۀ اجانب باشد... امروز ارادۀ ملت است؛ و ملت با ارادۀ قوّى خود و ايمان به دستورات اسلامى موظف است كه هر قدرتى باشد، در دفاع از ملت، دفاع از كشور خود، با هر قدرتى مبارزه كند». «ما نمى‏ خواهيم گاز را انبار كنيم. ما گاز را به قيمت عادله مى‏ فروشيم و ارز مى‏ گيريم. معاملات سابق بين ايران و امريكا معاملات بسيار ناگوارى بوده است كه ما از آن احتراز خواهيم كرد». (همان، ج 6، ص 221 - 220)

مقايسه بين اين ملاقات كه در آن امام با يك مقام رسمى بلوك سوسياليسم شرق، مى ‏گويد: «دولتْ دولتِ اسلامى و تحت رهبرى رهبران اسلام است و هرگز ظلم به غير، ولو هرچه ضعيف باشد، روا نمى ‏دارد و ظلم از غير، هرچه قوى باشد، تحمل نم ى‏كند.» (همان، ج 6، ص 220)

ملاقات شاه با استالين كه براى شركت در كنفرانس متفقين ـ 8 آذر 1322 ـ در تهران به سر مى‏ برد، بسيار روشنگر است. ساعد مراغه‏ اى يكى از نخست وزيران شاه در خاطراتش پس از شرح ورود استالين همراه با هواپيماهاى جنگى خود به تهران و به محض ورود يكراست رفتن به سفارت كشور خود! و فرستادن كاردار روس براى اطلاع دادن دولت ايران كه هم اكنون دبير كل اتحاد جماهير شوروى وارد ايران شده است! و پس از بيان اينكه استالين به لحاظ مسائل امنيتى بدون هيچگونه اطلاعى به اتفاق مولوتف وزير خارجه وقت شوروى، با يك دسته اسكورت مسلح روسى وارد كاخ شاه مى شوند! و مأموران مسلح وى در تمام محوطه كاخ و حتى داخل آن مستقر مى‏ شوند، مى ‏نويسد: «استالين از اعليحضرت همايونى سؤال كرد: رفتار ارتش شوروى مقيم ايران با مردم چگونه است؟ اعليحضرت همايونى در جواب فرمودند. واقعاً رفتار آنان پسنديده و در خور تمجيد است. و اميدوارم اين طرز رفتار ادامه داشته باشد و كشور ما را كشور اشغال شده به حساب نياورند»!

مراغه‏ اى در ادامه مى ‏نويسد: «در اين وقت استالين به روسى مطلبى به ماكسيموف گفت و او از اتاق خارج شد و آجودان استالين را كه ژنرال بود به داخل اتاق راهنمايى كرد. استالين با ورود ژنرال به اعلي حضرت گفت براى يادگار اين ملاقات عكسى با شما خواهم گرفت. ژنرال با شنيدن اين حرف عكاس مخصوص روسى را به تالار پذيرايى كاخ مرمر آورد و در حالى كه اعلي حضرت و استالين در وسط و مولوتف و من و ماكسيموف در دو طرف قرار داشتيم عكس برداشته شد...
در خاتمه ملاقات با استالين به نمايندگى از طرف اعلي حضرت يك قالى نفيس خراسانى به ايشان هديه كرديم و براى رعايت بى‏ طرفى شبيه قالى مزبور يك تخته به روزولت و يك تخته هم به چرچيل داديم! اين قالي ها در آن روز هر تخته‏ اى يك ميليون ريال خريدارى شده بود». (خاطرات رجال سياسى ايران، ج 1، ص 473 ـ 482)

جالب آنكه شاه در كتاب مأموريت براى وطنم (ص 101) از اينكه رهبر شوروى شخصاً به ديدارش آمده بود! و حال آنكه چرچيل و روزولت او را در محل استقرار خود ملاقات كرده بودند، با افتخار ياد مى‏ كند.

منبع: كوثر، مجموعه سخنراني هاي حضرت امام خميني(س) همراه با شرح وقايع انقلاب اسلامي، ج3، ص 506

 


برگشت به تلکس خبرها